بررسی ظرفیتها وقابلیتهای زبان کردی به عنوان زبان علم در ایران
در آخرین جلسهی شورای عالی انقلاب فرهنگی ایران كه به ریاست محمود احمدینژاد - رئیسجمهور ایران و رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی این کشور تشكیل شد، مادهی واحدهی تدریس دو واحد درسی زبان و ادبیات مربوط به زبانها و گویشهای بومی شامل؛ آذری، كردی، بلوچی و تركمن در دانشگاههای ایران به تصویب رسید...

به گزارش خبرگزاری پیامنیر، کامران رحیمی نویسنده ومحقق ایلامی که عضو پیوستهی انجمن علمی زبان کردی در ایران است، مطلبی در مورد اصل 15 قانون اساسی ایران با عنوان " اصل 15 چه میگوید؟ (بررسی ظرفیتها وقابلیتهای زبان کردی به عنوان زبان علم)" نوشته است. نسخهای از این مطلب به خبرگزاری پیامنیر ارسال شده كه آن را در زیر میخوانید:
کشور ایران، آكنده از زبانها و فرهنگهای رنگارنگِ پویا اما خاموش و حاشیهای است كه در واقع مؤلفان راستین ملت و تمدن ایرانی در گسترهی تاریخ می باشند. بیشک کم توجهی به سایر زبانهای ایرانی، در آینده خساراتی جبران ناپذیر بر پیکرهی این تمدن دیرین، برجای خواهد نهاد. زیرا با مرگ عزیزی، خانوادهای عزادار میشوند و با مرگ زبانی، نه تنها ملتی عزادار میشوند بلکه شمارش معکوس مرگ تدریجی آن مردمان نیز زده خواهدشد در طول تاریخ به ملتها وتمدنهای میتوان اشاره کرد که فقط با نابودی زبان، خود نیز نیست و نابود شدهاند. به عنوان مثال میتوان به ملتهای همسایه و دیوار به دیوارمان مانند آکد، بابل و... اشاره کرد که امروزه فقط نامی از آنها باقی مانده است. البته این پایان ماجرا نیست زیرا کم فروغی زبانها، مرگ قطعی ادبیات را در پیدارد؛ ادبیات به عنوان محصول ذوقی ملتها که شان وارزشش به جهت معنوی بودن آن، والاتر از سایر مواریث فرهنگی و آثار باستانی است.
دكتركزازی، استاد دانشگاه تهران، که در پاسداشت فارسی و پرهیز از لغات بیگانه، شهرهی خاص وعام است دربارهی اهمیت زبان کردی چنین اظهارمیدارد : «در میان زبانها و گویشهای گونه گون و بسیار كه در پهنهی ایرانشهر پراكندهاند، زبان كردی و گویشهای آن از مایهوری و گرانسنگی ویژهای برخوردار است. زیرا در این زبان در درازنای تاریخ كمتر دیگرگونی پذیرفته است (پرنیان پندار،202:1367) وی همچنین در جای دیگر با قاطعیت بیان میدارد که زبانهای ایرانی خاصه کردی نیا و جد زبان فارسی است.
زبان کردی دارای چهار شاخهی اصلی: شمالی یا کرمانجی، سورانی یا مرکزی، جنوبی (لکی، کلهری، فیلی = ایلامی) و گورانی – هورامی است زبان و ادب کردی از حیث جمعیت گویشوران، متون نظم و نثر، ذخایر واژگانی و زبانی و نشریات و تولیدات ادبی، بعد از زبان فارسی رتبه دوم زبانهای ایرانی را به خود اختصاص داده است زبان کردی و گویشوران آن به جهت زیست در دژهای کوهستانی از اصالت و فصاحت خاصی برخوردارند به طوری که اکثر شاخها و گویشهای این زبان کهنسال و تنومند خصایص باستانی و اصیل را حفظ نمودهاند و با سایر زبانهای ایرانی نظیر اوستایی، پهلوی و فارسی و سایر زبانهای ایرانی خویشاوندی تام و تمام دارند. امروزه ادبیات کردی خاصه ادبیات معاصر مرزها را درنوردیده و شهرت فرامنطقهی یافته است به طوری که آثار برخی از ادیبان نوپردازکرد به اکثرزبانهای زندهی جهان نظیر انگلیسی، فرانسوی، ترکی ، سوئدی، عربی و حتی فارسی ترجمه شده است.
ظهور دو زبان توانا وارجمند ایرانی پس از اسلام
در سال 21( هـ.ق) در پی گسترش و پذیرش دین مبین اسلام در ایران، امپراتوری ساسانی از هم گسیخته میشود و در نتیجه زبان و ادب پهلوی تا حدودی رسمیت خود را از دست میدهد. اما سایر زبانهای ایرانی نظیر: فارسی، کردی، بلوچی، تبری، سمنانی و... همچنان به حیات خود ادامه میدهند. در این میان توفیق معیارشدن و گسترش همگانی و تولیدات انبوه ادبی فقط نصیب فارسی دری در شرق میهن و«کردی گورانی» درغرب شد به طوری که هم زمان با تأسیس حكومتهای نیمه مستقل ایرانی طاهریان و سامانیان در شرق كشور و رسمیت فارسی دری در دربار آنان؛ در غرب كشور (لرستان، كرمانشاهان، کردستان و ایلام) نیز دو سلسلهی كردتبار حسنویه و بنی عیار به قدرت دست یازیدند و کردی گورانی را به عنوان زبان معیار و ادبی خود برگزیدند.
به طوری که تمام شاعران و گویندگان شهیر این مناطق نظیر ارکوازی، شاکه وخان منصور، ملاپریشان، منوچهرخان کولیوند، حقعلی سیاهپوش، مولوی کرد، بیسارانی، سید یعقوب ماهیدشتی، میرزاشکرا... دیناروند، خانای قبادی، خانهی داجیوند، غلامعلی باوانه، ولی بیگانه و... به زبان سلیس و شیرین کردی گورانی (= هورامی) مسلط بودهاند.
بعدها فارسی دری به واسطهی فزونی قدرت مرکزی از سوی سلسلههای ترکتبار غزنوی و سلجوقی و... از خاستگاه خود خراسان خارج شده و رهسپار عراق عجم (جبال=زاگرس) میشود و فرایند تکاملی، از گویش به زبان را طی مینماید.
چنانکه دكتر یاحقی در تاریخ ادبیات فارسی به بحث تأثیرگذاری زبانهای محلی بر فارسی اشاره مینماید و می نویسد: «وقتی ]در قرن ششم[ زبان فارسی در كنار زبان عربی در این نواحی ]عراق عجم(زاگرس)، طبرستان، آذربایجان[ كم كم رسمیت پیدا كرد در اثر مجاورت با لهجه های محلی و آمیختگی تدریجی با آن ها تحولات تازه ای یافت و در معرض تغییر و دگرگونی قرار گرفت» ( تاریخ ادبیات ایران، یاحقی،1380:89) این روند رو به رشد یعنی ورود لغات و تركیبات متعدد از لهجه های محلی به زبان فارسی به حدی است كه بعدها از آن به عنوان یكی از خصایص سبك عراقی یاد می شود.
چالش زبانهای ایرانی در عصرستمشاهی
در دوران منحوس پهلوی، رشد تفکر شونیستی رضاخان و درباریان، منجر به بیتوجهی و تحقیر دیگر زبانهای بومی ایرانی شد و همچنین زبان فارسی كه ماهیت بین زبانی و ارتباطی با دیگر زبانهای محلی داشت در موقعیتی قرار گرفت كه تثبیت و گسترش آن به قطع ارتباط با زبانهای محلی و حتی تقابل با آنها انجامید.
همچنین پروسهی پاکسازی زبان فارسی از واژگان بیگانه كه نسخهای از سیاستهای غرب جهت ایجاد دولت ملی- زبان ملی بود، بدون درك همه جانبه و آگاهانه وارد ایران شد. پاکسازی فارسی ابتدا توسط ناظم الدوله و آخوندزاده طراحی و توسط دیگران عملی شد، در نهایت بی توجهی به ذخیرههای زبانی زبانهای ایرانی، عوارض منفی زیر را به دنبال داشت:
1ـ قطع ارتباط زبان فارسی به عنوان زبان میانجی با سرچشمههای زلال زبانهای ایرانی.
زبانها واقوام ایرانی در طول تاریخ با هم، همزیستی مسالمت آمیز داشتهاند و هر کدام به
صورت جداگانه و در کنار هم رشد ونمو یافتهاند اما با سیاستهای رضاخانی این پیوندها به یکباره به چالش کشیده شد.
2ـ ركود و کم تحرکی زبان فارسی در مقابل زبانهای دیگر.
به طوری که امروزه بنابر بیانیه رسمی فرهنگستان زبان وادب، زبان فارسی جهت معادلسازی ششصد واژهی بیگانه عاجز مانده است در حالیکه با اتخاذ استراتژی واقعگرایانه میتوان از ذخایربکر و انبوه زبانهای ایرانی که در واقع ستون فقرات فرهنگ و تمدن ایرانیاند این تهدید همه جانبه را به فرصت تبدیل کرد.
3ـ معادل سازی غیرشفاف و غیرعلمی.
بدیهی است که بسیاری از واژه سازیها و معادلیابیهای نامفهوم وغیرشفاف فرهنگستان رژیم گذشته، از زبانهای خاموش و مرده میانه و باستانی اخذ شده بود به عنوان نمونه: وَردش، ناوَردایی، پادوَردایی، دُشتیاد، پرتاد، دَندیدن و... که برای اکثریت فارس زبانها و حتی دانشآموختگان زبان فارسی در بالاترین سطوح نامفهوم است چه رسد به تودهی مردم. در حالی با نگاهی علمی و منطقی به گنجینهی واژگانی سایر زبانهای ایرانی، واژگان و اصطلاحات روان، مانوس، مفهوم و شفاف بسیاری را میتوان جهت واژگزینی یافت.
سیاستهای یکسانسازی
سیاستهایی كه تنوع فرهنگی را نادیده می گیرند به دلایل زیر نامطلوباند:
1ـ این سیاست موجب یکسانسازی صوری اما شكننده میشوند.تجارب تاریخی به ویژه رژیم گذشته، باطل بودن این سیاست را نشان میدهد كه در عمل به شكل گیری هویت فرهنگی واحد نینجامیده است.
2ـ اتخاذ سیاستهای یکسانساز، بیش از آن كه شكل دهندهی تمایلات همگرایانه باشد مشوق پیدایش گرایشهای واگرایانه خواهد شد.
3ـ سیاستهای یکسانساز موجب روی گردانی از رسانههای ملی میشود و امكان برقراری ارتباط با رسانههای فراملی را در سایر فرهنگها موجب میگردد و زمینه را برای گرایش به فرهنگ منحط غرب فراهم میکند.
4ـ نادیده گرفتن حقوق اقلیتها، موجب محدود ساختن زمینهی تجلی خلاقیت و استعدادهای نهفته در اقلیت میگردد و کشور را از توسعه هم جانبه و متوازن فرهنگی، سیاسی و اقتصادی محروم میکند. با پیروزی انقلاب اسلامی که در واقع پاسخی تاریخی به همهی بی عدالتیها و یکسانسازی رژیم گذشته بود زمینه ظهور و مشارکت تمام اقوام ایران فراهم شد به طوری که تبلور این خواست عمومی و انسانی در قانون اساسی تبلور یافت.
در اصل15 قانون اساسی به صراحت بیان شده است: «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است». اخیراً نیزفرهنگستان زبان وادب فارسی گامهای اساسی جهت احیای ذخایر زبانی زبانهای ایرانی جهت معادل سازی واژههای بیگانه برداشته است به طوری گروه واژهسازی فرهنگستان در خرداد1376 یکی از مواد اصلی واژهسازی را استفاده از سایر زبانهای ایرانی اعلام کرده است (اصول وضوابط واژه گزینی76:16).
نسبت زبانهای ایرانی با تكنولوژی
بقای یك زبان تنها به ویژگی خود زبان متكی نیست بلكه به میزان پیشرفت اجتماع انسانی كه به آن زبان تكلم میكنند نیز بستگی دارد. بین علم و تكنولوژی و زبانهای محلی نسبتی وجود دارد و آن بهرهگیری زبان رسمی از واژگان محلی جهت معادل یابی و جایگزینی آنها درحوزهی علوم است. در گذشتههای دور مدتی زبان یونانی زبان علمی بود سپس، عربی، فرانسوی و اخیراً انگلیسی، زبان علمی دنیا میباشد.
یکی ازدلایل اساسی رشد و گسترش روزافزون زبان انگلیسی استفاده ازگویشهای انگلیسی و سایر زبانهای غربی است به عنوان نمونه، زبان انگلیسی این واژگان را از لاتین و یونانی اخذ نموده است: ارگان از organon- آكادمی از akademeia، پان ازpantos و جغرافیا ازjedgrafiga یونانی و همچنین آنتیك از entiqus و آكواریوم ازaguarium لاتینی و ...
گسترش سریع زبان انگلیسی باعث شده است دولتها در سرتاسر جهان با ایجاد فرهنگستان ها وبا بهرهگیری از سایرقابلیتها و ظرفیتهای سایر زبانهای ملی (به عنوان بن مایه و ریشههای زبان رسمی)، تلاش گستردهای برای حیات و بقای خود انجام دهند.
بنابراین حذف زبانهای محلی عملاً زمینه این بهره وری را از بین خواهد برد، در نتیجه زبان رسمی نیز به دلیل انقطاع از ریشه و بنیانهای خود به تدریج ناتوان میشود ودر زبان مسلط، حل خواهد شد.
نتایج وچالشهای اجرای شدن اصل 15
با اجرای شدن اصل 15 قانون اساسی در نظام جمهوری اسلامی، نتایج و انگیزهها و چالشهای به صورت بالقوه یا بالفعل ظهور خواهند کرد که به شرح ذیل است:
- ممانعت از نابودی این زبانها و حفظ آن از تند باد تهاجم فرهنگی و زبانی بیگانه.
- ارضای حس کنجکاوی علمی و تمکین در برابر آن چه رسالت فرهیختگی نامیده میشود.
- آشکار شدن و رفع پارهای از دشواریهای زبانی و ادبی متون علمی و ادبی پارسی و کردی.
- فراهم آوردن منابع علمی و قابل استناد برای مراجعات دانشگاهی و پژوهشی .
- بازنمایی وتطبیق وجوه افتراق و اشتراک واژگان، خصایص دستوری زبان کردی با سایر زبانهای ایرانی و هند و اروپایی.
- ریشهشناسی (etymology) و ریشهیابی پارهای از واژگان کهن کردی و ایرانی و تکمیل مباحثی همچون سیر تطور ودگردیسی زبان های ایرانی.
- از همه مهمتر بسترسازی مناسب وعلمی، جهت ظهور و پذیرش عمومی زبان معیار و رسمی کردی، براساس استقرا، میزان و انبوه تولیدات فرهنگی و کثرت گویشوران است لازم به ذکر است مطرح سازی و پذیرش زبان نوشتاری کردی ( نه زبان شعری وگفتاری) باید منطقی و عقلانی به دور از احساسات و تعصبات ایلی باشد چه در غیر این صورت این فرصت تاریخی برای زبان وادبیات کردی از دست خواهد رفت.
منبع: خبرگزاری پیامنیر
راو مه دره سه یم
جه یانه و شمه ویه ری
ویلا ئه من
نه پیاو مه دره سه ی بینی
نه مه دره سه لوینی
ئیسه ئه من دانشجونان .
ترجمه:
راه مدرسه ام
از خانه شما می گذشت
والا من
نه مرد درس خواندن بودم
نه مدرسه می رفتم
حالا من دانشجو هستم ."
تهڵێ مڵهی
|
مڵه جه دڕنهو دیوارهکهینه سهرهش کێشا بهروه تا بزانۆ ئی گرد سهر و سهڏا پهی چێشییا! لالۆی کهشاوهرز تازه جه شاروه ئامه بێوه و بهسییهچش چهنی وێش ئارده بێ که خێزانهش خهریکه بێ بازش کهرێ .مڵه تۆزیه لۆوسێش لێستێوه و دلێ دڵۆ وێشهنه واتش: بهشکیم واردهمهنیه دهردهو ئاما بۆ. بهڵام وهختێ بهسهشا باز کهرد،لاشهو مڵهی کهوت لهرزه لهرز ؛ چونکوو لالۆی کهشاوهرز تهڵێ مڵهیش ئهستێ بێ .مڵه ڕهمه ڕهم گێڵاوه پهی لێ باخی تا ئی ههواڵهیه بۆونێ به باقی حهیوانهکا. مڵهی ئاقیوهو شهڕ یاوێ به حهر کهسی واچێ: تهڵییه مڵهیشا ئاردێنه لێ باخی،ساحێو باخ تهلییه مڵهیش ئهستێنه ...کهرگی کاتێوه ئی ههواڵشه ژنۆوت، تۆزیه باڵه فرتێش کهردێ و واتش: مڵه گیان فره داخم ئامهنه پهیت. چیلایوه مشیۆ فره هۆشت وێتوه بۆ ،به حهر حاڵ نه من کاریهم ههن به تهڵێ مڵهیوه نه تهڵێ مڵهی کاریهش ههن منوه .بهران وهختیه ئی دهنگ و باسشه پهنه یاوا،سهڏای گڕهش بهرزوه کهرده و واتش: مڵه گیان، من دۆعایو پهی مهکهروو نهوی ئی تهڵێوه ، چون وێت مهزانی تهڵێ مڵهی پهیوهنییهش به من نیهن بهڵام دڵ متمان به که دۆعاو من پهشت و پهناتهن .مڵه که جه حهیوانهکاو باخی تهماو یاردی و هام دهردیش بێ، لوا شۆنهو گاوی. بهڵام گاویچ تا خهوهرش ژنۆوت، سهریهش تهکانه داو واتش: من تا ئیسه نهڏیهنم گاویه بۆ تهڵێ مڵهیوه! ئاڏیچ ئینهشه وات و چیروو لچیوه زهردهخهنێیهش دانه و دیسان خهریکۆ لهوهڕیهی بیوه .ئاقیبهت، مڵه نا ئۆمێڏ جه گرد لا، گێڵاوه پهی وڵهکێش و چی فکرانه بێ که ئهگهر ڕۆیه گنۆ لێ تهڵێ، چێش مهبۆ؟ دهسی بهر قهزا نیمهو ئا شهوێ،تهقهو دریا یۆ چێویه لێ یانهینه بهرزوه بی. ژهنی لالۆی کهشاوهرزی بێ مفتهڵا کهردهی هۆرزاوه و لوا پهی ئاوێشخانی (ئهمبار) تا چهمش گنۆ به مڵهی گیر کهوتهی، بهڵام لێ تاریکینه نهزاناش ئی چێوه که بیهن تهڵێوه مڵه نیهن بهڵکوو مارێوه سامناک و خهتهرناکهن که دووچکهش لێ تهڵهکێنه گیرش کهرده بێ. تا ژهنی نزیکۆ تهڵێوه بیه، مارهکه پاش گهسته و قیژ و داڏش بهرزوه بی. ساحێو باخ به هاوار و داڏ کهردهو ژهنهیوه چڵهکیاره و لوا شوونی سهڏایره، وهختیه چهمش کهوت به ژهنهکێش، بێ ئاما و لوا کهردهی و وهخت فهوتنهی یاوناش به نهوهشخانهی (بیمارستان). دماو چننه ڕۆیه حاڵش باشتهر بی. بهڵام ئا ڕوه که ئامهوه پهی یانهی، هیشتهی تۆزیه یاوش بێ. ژهنه هامساکێشا که ئامێ بێ دیڏهنیش، واتش: هیچ چاشتیه پێسهو فرووجاوهی پهی ئی یاوهیشه باشه نیهنه. لالۆی کهشاوهرزیچ که ژهنهکێش فره وهشه گهرهکه بێ پهله پهل لوا کهرگیش کولانهنه بهر ئارده و سهرهش جیاوه کهرده و کهردهش فرووجاوی و بۆوهو وهشهو فرووجاوهی دلێ کهوێڵینه پهخشوه بی. بهڵام حهر چی سهورشا کهرد یاوۆ ژهنهی نهبڕیاوه. خزم و کهسهکاش شهو و ڕۆ ئاما و لواشا بێ تا دهنگ و باسش بزانا. پهی ئینهیه لالۆی کهشاوهرز مهجبوور بی تا بهرانیچ قوروانی کهرۆ تا به گۆشتهکهش چاشتهو مێمانه ئازیزهکاش بنیۆ سهر. ڕوێ ویهرێنێ و حاڵۆ ژهنهیچ ڕۆ به ڕۆ خراوتهر بێ. ژهنی داماگه که جه تاوۆ ئێشینه پێچی دێ وێش ئاخرش کهوته گیان کهنشت و گیانی شیرینش جه دهس دا و مهرده. خهوهرۆ مهرگۆ ژهنهی پێسهو برقی لێ دهگاینه وهڵاوه بی. مهردمیه فره پهی فاتهخوانی مجیا ملۆ لالۆی کهشاوهرزیماره. کهشاوهرزی داماگیچ پهی چاشتهو مهردمی هیچش پهی نهکریا بێژ ئانهیه که سهرهو گاویچ کهرۆ فیداو مێمانا .ئیسه فهقهت مڵه مهنه بێ که تاق و تهنیا لێ باخیره گێڵی و یاڏۆ ئا حهیوانه بهسه زوانانه کهرێوه که کارشا به تهڵێ مڵهیوه نهبێ . |
شاروو بێ ئاواتهکان
وێمهنان تهنیا تهرین پیهو شاروو بێ ئاواتهکان
وێ خڵافنهێ بیهن به کاروو باروو بێ ئاواتهکان
یهک تهکان باسوو غهریوی یهک تهکان باسوو لوهێ
نهختێ دڵ تهنگی مهنه پهی دیاروو بێ ئاواتهکان
چکوگهنه روجیاروو باڵێت وێش نێشانوو ههۆری دا
تــا نزۆک مانۆ جه داخـت کاروو بێ ئاواتهکان
نــهختــێ ئنسـافیـچ وهشـهن وهشتـهێ نمـهێ
تــهژنــهیــی تـاســهێ بمـاڕی یــاروو بێ ئاواتهکان
ساڵه وهختێوهن جه مهردهۆ شۆڵه شهمعێما ویهرد
بۆ گڕهێ بووزۆ نه ئارگهێ ئاروو بێ ئاواتهکان
«
ههواروو چهما »وهروو وێتهره واتهبێت
:ـ من بهرزهنا
رۆجيارهنا
من مانگهنا
هـــهسارهنا
وهروو وێتهره واتهبێت
:ـ كهی پهپوولێوی باڵ سۆته
متاوۆ بياوۆ به رۆجياری
كهی مانگه به ناڵهو شهوێ
جه ئاسمانهوه مهی واری
. . .ئهرێ
پهپوولهی باڵ سۆته
مهتاوۆ بیاوۆ رۆجیاری
ئهرێ
مانگهیچ
پهی هيچ كهسی
ههرگێز نامهينهره واری
بهڵام ئازيز
!ئهر من نهبوو
تۆ خوا وێت واچه من نهبوو
كێ متاوۆ نامه وهشهكێت
كهرۆ تان و پۆ شێعرهكاش
كێ متاوۆ كۆچوو ويره كات
بهرۆ ههواروو چهمهكاش
ئهر من نهبوو
تۆ خوا وێت واچه من نهبوو
كێ بۆ به وهروو رۆجياريت
ديسان باڵێ بهركهرۆوه
كێ بێ ، شهوێ
وێنهو مانگێت
وزۆ دلێ ئاوۆ هۆرسۆ چهماش
تا بتاوۆ شێعرێ واچۆوه
ئيسهيچ
ئهگهر بهينه و پهرسی
جه من
جه ئاوێ و ههواری
جه پهپوولێوی بێ باڵی
جه شهپۆلۆ ههرسۆ چهمام
پهرسی تان و پۆ شێعرهكام
ئهگهر پهرسی
گردێما پێوهره ماچمێ
:تۆ بهرزهنی
رۆجيارهنی
تۆ مانگهنی
ههسارهنی
زبان هورامی به دنبال هویت دیرین
كورش اميني
قبل از پرداختن به بحث اصلی لازم است خاطرنشان شود مقاله حاضر شاید تنها بخشی از دغدغه هایی باشد كه در چند سال اخیر خاطر برخی از دوستداران فرهنگ این كهن دیار را آزرده باشد به همین خاطر شاید بحث از یك حالت ساختارشناسی صرف بیرون آمده و تا حد توان به آسیب شناسی موضوع نیز بپردازد.
سرآغاز
پیدایش زبان سرآغاز تاریخ و عصری نوین در ارتباطات میان انسان ها بوده و با تكامل آن هر روز ابعاد تازه تری به خود می گیرد. از نخستین ادا، اشارات و كلماتی كه انسان برای ایجاد ارتباط بر زبان رانده تا ارتباطات به معنی امروزی و ارتباط از راه دور با رسانه های گروهی ،دیداری و نوشتاری، زبان و ساختار آن راه پرفراز و نشیبی را گذرانده است. پیدایش زبان نوشتاری و به تبع آن انتقال اندیشه از راه كلمات موجبات دگرگونی عظیمی در زیرساخت های فرهنگی، اجتماعی، تكنولوژی و حتی سیاسی اقتصادی شده وجهشی عظیم و رو به رشدی را در زمینه های ذكر شده داشته است. هنری سویت می گوید زبان وسیله بیان عقاید و افكار با استفاده از اصوات موزون است. »شیرازی« در فرهنگ محیط در این باره می گوید: زبان مجموعه اصواتی است كه هر ملت مقصود خود را با آن بیان می كند.
البته امروزه زبان شناسان زبان را تنها وسیله برای بیان مقصود نمی دانند. هر چند اساسی ترین وسیله در این زمینه است. در اینجا ذكر دیدگاه پاره ای از مكاتب در مورد زبان خالی از لطف نیست. ناسیونالیسم زبان را یكی از اركان اصلی به وجود آمدن ملت و زیربنای آن می داند. در فلسفه ماركسیستی زبان ملی اهمیتی را كه ناسیونالیسم برای آن قایل است از دست می دهد، كه آن هم به علت دیدگاه ماتریالیستی و زیربنا بودن اقتصاد در آن است. در اسلام جهت آشنایی بیشتر ملل با همدیگر به صراحت به اختلاف زبان ها اشاره شده است. اما نقش محوری، اعتقاد به یزدان و اصل توحید است. استاد »خال« در اهمیت زبان می گوید: »اجتماعی كه فاقد زبان و فرهنگ است زیرگام های ملل دیگر له خواهد شد اما ملتی كه صاحب زبان و فرهنگ است حتی اگر هم اسیر باشد باز یك ملت است و در حركت به سوی قلل انسانیت سرانجام به دیگر ملل خواهد پیوست. با مرگ هزاران نفر یك ملت نخواهد مرد، اما با مرگ زبان ریشه حیات ملی خشكیده و شیرازه ملت از هم خواهد پاشید«. 1
| ||
|
کۆمهکاڵ : با عنایت به هشدار یونسکو درباره افزایش پدیده انقراض زبان ها در جهان و با توجه به اینکه در زبان هورامی فرهنگ لغتی تهیه و تنظیم نشده است و بسیاری از واژگان و کنایات و اصطلاحات با فاصله گرفتن نسل ها از بین رفته و سیطره زبان های همجوار با سرعت هرچه تمامتر تیشه به ریشه این زبان می زنند ، وجود فرهنگ لغتی جامع ضرورتی است که ما امروز باید به آن بیاندیشیم . حال با این تفاسیر به فکر تهیه و تدوین فرهنگ لغتی به زبان های هورامی - فارسی - سورانی - انگلیسی افتاده ایم و از همه شاعران ، نویسندگان ، فرهنگیان ، روشنفکران ، زبان شناسان، دلسوزان و دلسوختگان فرهنگ هورامی خواستاریم تا مارا در این پروژه مهم همراهی نمایند . جهت حمایت از گردآورندگان
لازم به یاد آوری است افرادی که بیش از 1000 واژه گرد آوری ، تهیه و تدوین نمایند به عنوان همکار در این پروژه معرفی خواهند شد .
قرار است این فرهنگ لغت با حمایت مالی و معنوی محمد آشنا عباس منش دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی تهیه ، چاپ و منتشر گردد . علاقه مندان به همکاری با این پروژه می توانند با دو ایمیل زیر با ما در ارتباط باشند . | ||
ماچۆ جه شارو پاوهی که فرهتهر جه 60-70 جهسهد و خهلکی هۆرامیێنێ و بنهرهت و شارهکهیچ هۆرامین چی ؟ چی بشۆم سۆرانی قسێ کهرمێ ؟
چی ئێمهی هۆرامی بشۆم چهنی ههر کۆردێ یا ههرکهسێ چی ولاتهیه قسێ و دیالۆگ کهرمێ بشۆم بلمێ سهرو زوانو ئادی و ویرما بشۆ که ئێمه هۆرامیێنمێ . . .
چی ئهگهر ئهرهنیشتێوه سهرو زوانو و شێعرو هۆرامی گێریۆ بشۆم سۆرانی قسێ کریۆ و جگه شێعرهکا کهلیمێ هۆرامی نهواچیۆ پاسه که سالۆ پاری جه کرماشان دیما ؟
چی وهختێ جه بهرنامێوه تهلهفزیۆنی کهسێوه بهنامێ رۆشنویر و نویسهری کۆردی قهرارا سهرو زوانی هۆرامی دلێ بهرنامێوه هۆرامی و پێ خهلک و هۆرامانی قسێ کهرۆ , مهتاوۆ و مهزانۆ هۆرامی قسێ کهرۆ !؟
وه ئایا چی ئهچی گرد بهرنامه تهلهفزیۆنی کۆردیانه جارێشا مۆجری بهرنامێوه داواش نهکهرده که وینهری هۆرامی به هۆرامی و به زوانو وێش راو نهزهرهش واچۆ یا ئهسلهن ئێمهی هۆرامی چی ئهچی جۆره بهرنامانه ویرورا و وێما به هۆرامی مهواچمێ و پێسه فارسێ ماچا دهس و پا مهریا گهرهکمانه سلێمانهیی ! قسێ کهرمێ !فرهو وهختایچ مهتاومێ مهنزورو وێما مهیاونمێ ؟ . . . چی ؟
جواب مهدۆوه . . . فرهتهر پهرسهکاش تهماشه کهرو و فیکرشا سهرۆ کهرو . واچو خهتاو وێمانه ؟ واچو خهتاو دهسهلات و حکومهتانه ؟ واچو چێش؟ . . . مهزانو !!؟؟
ئهدا
ههر جه زوهوه
فره زوو
مهزانوو واچوو كهی
بهڵام ويرما
كه پاييز بێ و تازه ياوهيبێنێ پنه بهی
واتت : "وهشهويسم تۆنی
پهلهت نهبۆ
با وههار بهی
ههراڵهبرهمێ بهربهيا
ئێمهيچ مياومێ به ههنترينی
ئارۆ سهبهی"
وههار ئاما و بی به پاييز
كه پاژهرهژوو وهزهكا
بی به گهڵا
و
زهرد بی و رێزا
تۆكۆچت كهرد
نهدیهيوه دما
نهكهردت واچی" خواحافێز"
ئيسهيچ كه ديهيم
شۆنۆ چنێ وههاراره
زاوڵه گۆلالێو به دهستهوه ،
من ديانێت پهی
تۆ نهدیهی پهيم
ديم زاوڵهكهت وهردا
گرهوا
كهوتی وهڵێش
ئاستت به جيا
نهزانام مهنزوورت چێشا
ههرچی من ديانێ و ئاد گرهوا
نهديهيوه دما
تا به دهنگيوی گۆلالهوه
نهچرا : " ئهدا . . . ئهدا . . . ئهدا . . . "
|
بێ ڕیشهئی فیزێش گهرهکێ نیهنێ .... |
|
هیزی شهوێ ژهنیه قهومهما ئامای بێ پهی یانهیما پهی ئاقیبهت خهیری بابهیم که دوێ یهرێ ڕوێ چی وهڵ به ماشینهکهشوه چهپش کهرده بێ. ئی ژهنێ که ماچووش ئهڏا و بابهش بێسارانیێنێ بهڵام به سۆرانی قسێ مهکهرۆ. نمهزا چێش بێ که بابهم یهک هۆ واتش پی ژهنێ که تۆ چهنی سۆرانی قسێ مهکهری بهڵام برایهکات هۆرامی ؟! ئهوهیچ یانی ژهنهکێ واتش: ((ئاخۆ من فیزنهنا)) !!! منیچ حهقێقهت فره قینیم ئامانهو لێ دڵۆ وێمهنه واتم: ((تۆ خوا تهماشاو فام و شعوور و دهرکۆ ئا ژهنێ کهره که زوانۆ ئهڏائی وێش بێ ئهرزشهن لاشوهو قسه کهردهی به زاراوهو زوانیه تهر شانازین پهیش)) !!! به ڕاسی یاگێ سهرهنجیش ههنه که بزانمێ مهبهستۆ ئی خهڵکیه جه کلاسیو جه فیزا چێشهن؟! ئهگهر بێ فهرههنگی و بێ ڕیشهئی کلاسش ههن و فیزێش گهرهکێنێ تا بلوو کۆپانیه کهروو کۆڵێمهرهو لێ شارینه گێڵوو ! چی فهرقیه مهکهرۆ ؟ لاو منوه هیچ فهرقیهش نیهن چۆن جه ههردوه لاوه وێما واڕانوو چهنی هۆوییهتوو ڕیشهو وێما جهنگمانهن وه سهبهبۆ ئینهیه غهیر جه فهقری فهرههنگی هیچ تهر نیهن. من ئینسانیه مۆتهعهصب نیهنا که واچوو زوانی هۆرامی عالتهرین زوانۆ دنیاین تهنیا گهرهکمهن واچوو ئهگهر کهسیه ڕیشهو زوانۆ وێش جه دهس بڏۆ نمهتاوۆ جامێعهکهش ڕوو به وهر بهرۆ ! لاسایهوه کهردهی جه زوانوو دیگهرانی هیچ سوودێوهش پهیما نیهن غهیر چانهیه که مللهتهکهما سۆکوو بێ ئهرزش کهرمێ. درۆسهن که سۆرانوو هۆرام ههر دوی کۆردێنێ بهڵام مشیۆم ههر کهس فهرههنگوو ڕیشهو زاراوهو وێش ڕۆشنوه کهرۆ تا بهیۆوه جامێعهکهشا ڕوو به وهر برا وه بتاوا مللهتیه با فهرههنگشا بۆ دلێ ئی دنیاینه. به هیواو ئا ڕۆیه که دوور نیهن.
|